خرید بک لینک

آن قدر شب ها جلو مهتاب زانو به زمین زده ام، از درخت ها، از سنگ ها، از ماه که شاید او به ماه نگاه کرده باشد، استغاثه و تضرع کرده ام و همه موجودات را به کمک طلبیده ام؛ ولی کم ترین اثری از او ندیده ام...

پ.ن.1:سیرابی فروش، فقیه، جگرکی، رییس داروغه، مفتی، سوداگر، فیلسوف که اسم ها و القابشان فرق می کرد، ولی همه شاگرد کله پز بودند.

پ.ن.2: آن ها را دوست داشت چون بی حیا، احمق و متعفن بودند.

پ.ن. 3: همه از صادق هدایت - بوف کور.

برچسب: مثل این است که شب, نویسنده: رضا شریفی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 19:18

صفحه بندی