دوازده

متن مرتبط با «مثل این است که شب» در سایت دوازده نوشته شده است

ماجرای لطفی است که می کند غمت با دل من...

  • نیلوبلاگ

     با درد بساز چون دوای تو منمدر کس منگر که آشنای تو منمگر کشته شوی مگو که من کشته شدمشکرانه بده که خونبهای تو منم مولوی  ...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از مثل تنهایی...

  • نیلوبلاگ

    مثل ِ پیرمرد ِ متولد ِ 1300  نه لباس ِ سربازی‌ام مانده است نه فرمانده‌ام  نه متفقین مانده‌اند نه روسپی‌های لهستانی  نه پل ِ عابر ِ پیاده‌ی ِ مخبرالدوله / نه عابرهایش  نه آن دخترکی که دستش در دست ِ مادر ِ نان ِ سنگک در دست  نه نان و نه نانواها  نه همبازی و همپالکی‌هایم  مثل ِ پیرمرد ِ متولد ِ 1300  از من  تنهایی مانده است    عليرضا روشن ...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات مثل این که از خواب گوارا و ترسناکی پریده باشم...

  • نیلوبلاگ

     آن قدر شب ها جلو مهتاب زانو به زمین زده ام، از درخت ها، از سنگ ها، از ماه که شاید او به ماه نگاه کرده باشد، استغاثه و تضرع کرده ام و همه موجودات را به کمک طلبیده ام؛ ولی کم ترین اثری از او ندیده ام... پ.ن.1:سیرابی فروش، فقیه، جگرکی، رییس داروغه، مفتی، سوداگر، فیلسوف که اسم ها و القابشان فرق می کرد، ولی همه شاگرد کله پز بودند. پ.ن.2: آن ها را دوست داشت چون بی حیا، احمق و متعفن بودند. پ.ن. 3: همه از صادق هدایت - بوف کور....

    ادامه مطلب
  • لطفی است که می کند غمت با دل من...

  • نیلوبلاگ

    با درد بساز چون دوای تو منم در کس منگر که آشنای تو منم گر کشته شوی مگو که من کشته شدم شکرانه بده که خونبهای تو منم مولوی ...

    ادامه مطلب
  • مثل تنهایی...

  • نیلوبلاگ

    مثل ِ پیرمرد ِ متولد ِ 1300 نه لباس ِ سربازیام مانده است نه فرماندهام نه متفقین ماندهاند نه روسپیهای لهستانی نه پل ِ عابر ِ پیادهی ِ مخبرالدوله / نه عابرهایش نه آن دخترکی که دستش در دست ِ مادر ِ نان ِ سنگک در دست نه نان و نه نانواها نه همبازی و همپالکیهایم مثل ِ پیرمرد ِ متولد ِ 1300 از من تنهایی مانده است عليرضا روشن ...

    ادامه مطلب
  • مثل این که از خواب گوارا و ترسناکی پریده باشم...

  • نیلوبلاگ

    آن قدر شب ها جلو مهتاب زانو به زمین زده ام، از درخت ها، از سنگ ها، از ماه که شاید او به ماه نگاه کرده باشد، استغاثه و تضرع کرده ام و همه موجودات را به کمک طلبیده ام؛ ولی کم ترین اثری از او ندیده ام... پ.ن.1:سیرابی فروش، فقیه، جگرکی، رییس داروغه، مفتی، سوداگر، فیلسوف که اسم ها و القابشان فرق می کرد، ولی همه شاگرد کله پز بودند. پ.ن.2: آن ها را دوست داشت چون بی حیا، احمق و متعفن بودند. پ.ن. 3: همه از صادق هدایت - بوف کور....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    لطفیست که میکند غمت با دل من | مثل تنهایی رضا شیری | مثل تنهایی از رضا شیری | مثل تنهایی | مثل تنهایی خودم ساکت | مثل تنهایی رضا شیری دانلود | مثل تنهايي رضا شيري | حسم مثل تنهایی بعد شلوغیه | کلیپ مثل تنهایی رضا شیری | دانلودآهنگ مثل تنهایی ازرضاشیری