خرید بک لینک

سوگند

سوگند می خورم

به تمام خیابان ها

بیابان ها...

به تمام پریزهای برق

فنون کشنده ی شرق...

به تمام جوی های آب

آتش فشان های خواب...

به تمام دیوارهای ریخته

الک های آویخته...

سوگند می خورم

به تمام سوگندهایی که خوردم

- و زیرش زدم –

سوگند می خورم

که گیر کرده ام

میان دنیا

و مردمانش...

چون انگشتی که لای زیپ مانده...

رضا حیدری

8/2/95

نوشته شده توسط دوازده در پنجشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۵ |

برچسب: نویسنده: رضا شریفی تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 18:24

صفحه بندی